تبليغاتX
نیمه پنهان - انتخابات و موسوی

سه شنبه 19 خرداد 88

این روزها فضای انتخاباتی به شدت درگیرمون کرده، حتی من که اغلب به سیاست بی توجه بودم و علاقه ای نداشتم، به خاطر شاید یک نه گفتن بزرگ تلاش می کنم. این فضا و این خواسته نه گفتن باعث شده که دل و دماغ زیادی برای کارهای دیگه نداشته باشم. یکی دو باری رفتم پای فیلم اما حال نداد. عطش عجیبی نسبت به درباره الی دارم و دعا دعا می کنم هفته دیگه به مشهد برسه. امیدوارم از اون فیلمهایی نباشه که همه جا اکران می شه به غیر از مشهد.

این مدت مناظره های تلویزیونی درعین مفید بودنشون و اینکه بالاخره شرایطی پیش آمده که کاندیداهای غیر دولتی، می تونن در رسانه عمومی که بیشترین بیننده رو داره جریان های حاکم رو به نقد بکشن، باعث تاسف من هم شده و البته این حس سرخوردگی بیشتر بعد از مناظره کروبی و احمدی نژاد بهم دست داد. اونجایی که حس کردم که برای رسیدن به صندلی قدرت همه، پته هم رو روی آب می ریزن و از سوراخهای حتی ریز زندگی همدیگه استفاده می کنن. همون شب مطمئن بودم بعد از این مناظره رسانه های خارجی با پخش اون و نقد اون به وضعیت مناظره های ما می خندن.علاوه بر اینکه معتقدم این مناظره ها یک قدم بزرگ در بحث تبلیغات کاندیداهاست انگار باید بپذیریم که برای دفعه اول هم این توهین ها و حرمت شکنی ها اجتناب ناپذیره. به هر حال انگار این انتخابات یک جوری اثبات وجوده، به قول یکی از دوستان رنگ سبز دیگه نمادی از حمایت از موسوی نیست بلکه نمادی در مخالفت با دولت و احمدی نژاده!

من طرفدار موسوی هستم و برخلاف دوستانی که فکر می کنن جوگیر شده ام، دلایل از دید خودم منطقی دارم. مطمئنا اگه از لیست  کاندیداها، موسوی حذف بشه به کروبی رای می دم. پس تعصب خاصی روی بودن موسوی و نبودن کروبی ندارم. در این یکی دو هفته با چهار نفر از رای دهندگان به احمدی بحث کردم. البته بحثم نه در راستای تغییر رای اونها از احمدی به موسوی بوده بلکه در راستای توجیه رای ندادن به احمدی و رای دادن به یکی غیر از اون بوده. از این جامعه آماری چهارنفره من، دو نفرشون کسانی بودند که به واسطه سهام عدالت و دست و دلبازی های دولت به سودی رسیده بودند و نهایتا اونها این سودرسانی احمدی نژاد رو به کل تعمیم می دادن و می ترسیدن با رفتن احمدی نژاد، سودشون قطع بشه. نفر سوم کسی بود که با شناختی که از خانواده اش دارم به احتمال قریب به یقین عین دو نفر دیگه هست با این تفاوت که ایشون در انتخابات قبلی طرفدار پروپا قرص هاشمی بود و همه رو ترغیب می کرد که به هاشمی رای بدن. آخرین چیزی که من به این خانم تعصبی گفتم این بود که امیدوارم چهارسال دیگه نظرت نسبت به احمدی نژاد مثل نظرت نسبت به هاشمی در حال حاضر نباشه و اون موقع هم همین قدر طرفدارش باشی. نفر چهارم هم کسی بود که می گفت بذارین احمدی نژاد رای بیاره تا مملکت از پایبست ویران شه اون وقت هم مردم می فهمن نمی تونن به این دیوار ویرونه تکیه بدن و هم یک گروه دیگه بهتر ومفیدتر می تونه کار کنه.

حرف آخر من به سه نفر اول این بود که حتی اگه احمدی هم رای بیاره باز هم پیروز واقعی ما هستیم کسانی که دنبال یک نه بزرگ هستند. همچین وضعیتی در جامعه در حمایت از موسوی (حتی اگه در ظاهر باشه یا حتی خیلی از این جوونها به خاطر خواسته ها و ظواهرشون مورد حمایت بزرگان نباشن) بی نظیره و این موج ضد احمدی که راه افتاده به نظر من خودش بیانگر پیروزیه حالا چه اسم احمدی از صندوق در بیاد چه اسم موسوی یا کروبی.

انتخابات رو بگذریم همه چیز صبح روز 23 خرداد مشخص می شه، یا این وری یا اون وری!

اینا رو در جواب یکی ازدوستان که گفته بود منتظره نوشتم. همون طور که گفتم این روزها زیاد دل و دماغ کار ندارم و بنابراین زیاد چیزی هم در چنته برای رو کردن!

امیدوارم هفته آینده هفته خوبی باشه و کلی نوشته دلی بنویسم.

 

+ نوشته شده در سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 10:50 توسط نجمه سادات انواری |