راز دل!

دوشنبه سی ام شهریور 88

«راز دل»    شاعر : بهادر یگانه   خواننده: علیرضا قربانی

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من
این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر
 
سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی
 
سایه از سر من تا سپیده مگیر
ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم
 
وقت دیدن او ، راه دیده مگیر

دل دیوانه ی من به غیر از محبت گناهی ندارد ، خدا داند
شده چون مرغ طوفان که جز بی پناهی ، پناهی ندارد ، خدا داند
منم آن ابر وحشی که در هر بیابان به تلخی سرشکی بیفشاند
به جز این اشک سوزان ، دل نا امیدم گواهی ندارد ، خدا داند

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من ، این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر ، سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

دلم گیرد هر زمان بهانه ی تو ، سرم دارد شور جاودانه ی تو
روی دل بود به سوی آستانه ی تو
تا آید شب ، در میان تیرگی ها ، گشاید تن ، روح من به شور و غوغا
رو کند چو مرغ وحشی ، سوی خانه تو

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من ، این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر ، سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی
سایه از سر من تا سپیده مگیر
ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم
وقت دیدن او ، راه دیده مگیر

این آهنگ علیرضا قربانی رو از دست ندین، عجیب دلنشین و دوست داشتنیه!

پنج شنبه ۲۶ شهریور

کم کم دارم به این فرضیه نزدیک می شم.

یک دوست بسیار خوب رو به خاطر داشتن یک همکار خوب از دست دادم.

ما می خواهیم راوی صداقت باشیم

نامه ۳۴ بازيگر درباره اين روزها



ما می‌خواهيم راستی را روايت کنيم[...].پرده کنار می‌رود. روشنايی...ما می‌خواهيم چشمان بسته بر آنها را باز کنيم، گفته‌های آنان را بر زبان‌مان جاری کنيم و جان ببخشيم‌شان بر صحنه، جاودانه‌شان کنيم. هرچند گام‌ آنان بر خاک سرزمين بود و گام ما بر خاک کهن صحنه ـ خانه کوچک‌مان؛ همه آنچه که داريم.ما صدا می‌زنيم شما را قلم‌زنان و نمايش‌نويسان، که بنگاريد روايت صادقانه اين روزگار را، و بدانيد ما بازيگران به واژه‌واژه‌تان وفادار خواهيم بود و پاسداری خواهيم کرد از نقش‌هايی که از امروز برای امروز و آيندگان می‌نويسيد. خون نقش‌های ما اينک در جوهر قلم شماست که بايد بر صفحه سپيد کاغذ ـ تاريخ ـ نقش ببندد.و اکنون ما درخواست می‌کنيم از ديگر همکاران‌مان و کارگردانان و صحنه‌گردانان، که به احترام عشق‌مان به هنر، در برابر آنچه هرروز در پيش چشمان‌مان است، همچون هميشه، صداقت و راستی را به صحنه بياورند تا هنرپيشگی‌مان، صداقت‌پيشگی را يادآور شود.ما می‌خواهيم راوی صداقت باشيم؛ راوی راستی و درستی.

حميد ابراهيمی، خسرو احمدی، پانته‌آ بهرام، مهدی پاکدل، جواد پورزند، امير جعفری، بهناز جعفری، بابک حميديان، رويا دعوتی، سحر دولتشاهی، پيام دهکردی، ريما رامين‌فر، مريم رحيمی، ليلی رشيدی، حبيب رضايی، بهاره رهنما، علی سرابی، مهدی سلطانی، سهراب سليمی، سهيلا صالحی، مهرداد ضيايی، ترانه عليدوستی، عباس غفاری، بهزاد فراهانی، مريم کاظمی، باران کوثری، آيدا کيخايی، علا محسنی، داريوش موفق، رحيم نوروزی، افشين‌هاشمی، هدايت‌هاشمی، کاظم هژيرآزاد، هوشمند هنرکار

 

چهارشنبه چهارم شهریور هشتاد و هشت

در اوج فروپاشی هستم! ...