سال جدید و سال قدیم
این پست به احتمال قریب به یقین آخرین پست من در سال 88 است. سالی پر از خاطرات بد و لحظات تلخ. سالی که امید داشتم به تحولش و تحولم. سالی را که با کلی امید و آرزو شروع کردم ولی با کلی ناامیدی به پایان رساندم. نمیخواهم مثل هر سال امید به سال جدید و تحول جدید داشته باشم چرا که با این اوضاع، عملی نیست.
به هر حال جمعه راهی مسافرتی هستم با ماشین خودم، و فعلا قراره یکهفته نباشم. دیشب نوشته ای نسبتا طولانی نوشتم و به یادگار برای زینب گذاشتم که اگر برنگشتم او باشد امین من در گفتن چیزهایی که نتوانستم بگویم.
فارغ التحصیل رشته کامپیوتر هستم، اما در حال حاضر هیچ گونه فعالیتی در این زمینه ندارم. به سینما، ادبیات و هنر علاقه دارم و سعی می کنم فعالیتم را معطوف به این زمینه ها کنم. فعلا در کسوت مسئول دفتر مدیرعامل در یک شرکت بنام و مشهور مشغول به کار می باشم اما در سر آرزوی ورود به عرصه فیلم و فیلمسازی و فیلمنامه نویسی را می پرورانم.