امان از دست دزدی!
گویا کم کم داره جریان امتحان مجازی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران به سرانجام می رسه.
پس از اعتراضات فراوان بالاخره اسامی کسانی که حد نصاب رو کسب کرده اند اعلام شد و بنده نیز در لیست موجود بودم. زمان مصاحبه این مصاحبه شونده شنبه صبح بود. لذا با کوله باری پر از سوابق و رزومه و ... راهی دانشگاه تهران شدیم. دو روز قبل پرونده ای برای خود تشکیل دادیم که طبق اعلام اساتید مصاحبه کننده و شخص تشکیل دهنده پرونده کسی اینگونه پرونده سنگینی رو نکرده بود. بماند که در مصاحبه چه گذشت و چه سوالات تخصصی در خصوص وضعیت صادرات زعفران و مشکل آن و راه کار و چرایی نوسان قیمت زعفران و ... از من پرسیدند و مرا با کلی امیدواری راهی منزل نمودند که کاش راهی مشهد می کردند. چرا که در بعدازظهر آن روز خیلی خوشحالانه راهی دیدار دوستی قدیمی شدم که در اتوبوسهای تندرو مسیر ونک موبایل عزیزم مورد سرقت یک کدبانوی چادری حرفه ای قرار گرفت و بنده تک و تنها بدون هیچ شماره ای در وسط تهران آن هم نیمه های شب غریبانه گیرافتادم.
تلاشهای اینجانب و دوستم سمیه برای شکایت و اعلام به مخابرات و ردیابی و مراجعه به کلانتری و دادسرا و فحش شندین بابت عدم رعایت حجاب و ... بماند که ماحصل آن شد حسرتی که بر دلمان ماند بابت سرقت موبایلی که یکماه نیز از افتتاح آن نگذشته بود با قیمتی ناچیز حدود 400،000 تومان ناقابل!!!
این هم حال و روز ما بعد از کلی خوشحالی موفقیت در مصاحبه!
فارغ التحصیل رشته کامپیوتر هستم، اما در حال حاضر هیچ گونه فعالیتی در این زمینه ندارم. به سینما، ادبیات و هنر علاقه دارم و سعی می کنم فعالیتم را معطوف به این زمینه ها کنم. فعلا در کسوت مسئول دفتر مدیرعامل در یک شرکت بنام و مشهور مشغول به کار می باشم اما در سر آرزوی ورود به عرصه فیلم و فیلمسازی و فیلمنامه نویسی را می پرورانم.