چهارشنبه دوم اردیبهشت ماه

هلیا به من بازگرد!

و مرا در محبس بازوانت نگهدار

و به اسارت زنجیرهای انگشتانت درآور

که اسارت در میان بازوان تو چه شیرین است.

سپر باش میان من و دنیا

که دنیا در تو تجلی خواهد کرد.

بر من ببند چون سدی عظیم

که در سایه ی تو من دریاچه یی نخواهم بود، آسمان دائم اردیبهشت خواهم بود.

هلیا! حدیث غریب دوست داشتن را اینک از زبان کسی بشنو که به صداقت صدای باران بر سفالها سخن میگوید.

و با این وجود حالی روانه ی تحقیر کلام خواهم شد که مرا نمی گوید.

و بس که به سرود نام تو بیندیشم و در انتظار قدمهای تو بر برگهای خشک پاییز بنشینم.

                هلیا

                هلیا

                هلیا ...

مرحوم نادر ابراهیمی