هلیا به من بازگرد!
چهارشنبه دوم اردیبهشت ماه

هلیا به من بازگرد!
و مرا در محبس بازوانت نگهدار
و به اسارت زنجیرهای انگشتانت درآور
که اسارت در میان بازوان تو چه شیرین است.
سپر باش میان من و دنیا
که دنیا در تو تجلی خواهد کرد.
بر من ببند چون سدی عظیم
که در سایه ی تو من دریاچه یی نخواهم بود، آسمان دائم اردیبهشت خواهم بود.
هلیا! حدیث غریب دوست داشتن را اینک از زبان کسی بشنو که به صداقت صدای باران بر سفالها سخن میگوید.
و با این وجود حالی روانه ی تحقیر کلام خواهم شد – که مرا نمی گوید.
و بس – که به سرود نام تو بیندیشم و در انتظار قدمهای تو بر برگهای خشک پاییز بنشینم.
هلیا
هلیا
هلیا ...
مرحوم نادر ابراهیمی
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 8:39 توسط نجمه انواری
|
فارغ التحصیل رشته کامپیوتر هستم، اما در حال حاضر هیچ گونه فعالیتی در این زمینه ندارم. به سینما، ادبیات و هنر علاقه دارم و سعی می کنم فعالیتم را معطوف به این زمینه ها کنم. فعلا در کسوت مسئول دفتر مدیرعامل در یک شرکت بنام و مشهور مشغول به کار می باشم اما در سر آرزوی ورود به عرصه فیلم و فیلمسازی و فیلمنامه نویسی را می پرورانم.